در سالهای اخیر، شرکتهای استخراج Bitcoin با یک پرسش بنیادی روبهرو شدهاند: آیا بهترین استفاده از برق، زمین و ظرفیت شبکهای که در اختیار دارند، همچنان استخراج بیتکوین است یا میتوان همین زیرساخت را برای پردازش هوش مصنوعی بهکار گرفت؟ پاسخ بازار تاکنون یکسان نبوده است؛ اما قراردادهای واقعی، گزارشهای مالی شرکتها و سرمایهگذاریهای انجامشده نشان میدهد که «چرخش ماینرها به سمت AI» دیگر فقط یک روایت تبلیغاتی نیست. در عین حال، تبدیل یک مزرعه استخراج به دیتاسنتر هوش مصنوعی، ساده، فوری یا کمهزینه نیست.
ماینرهای بیتکوین و هوش مصنوعی: چرا مزارع استخراج به دیتاسنتر AI تبدیل میشوند؟
ماینرهای Bitcoin در اصل اپراتورهای زیرساخت انرژی و محاسبات هستند. آنها معمولاً زمین، اتصال برق با ظرفیت بالا، پست برق، ساختمان صنعتی، سیستم خنکسازی، فیبر نوری و تیم عملیاتی در اختیار دارند. این داراییها برای استخراج رمزارز ضروریاند، اما بخشهایی از آنها میتواند برای میزبانی سرورهای GPU و پردازشهای سنگین هوش مصنوعی نیز استفاده شود.
تفاوت مهم این است که دستگاههای استخراج Bitcoin، یعنی ASICها، برای یک کار بسیار تخصصی طراحی شدهاند و برای آموزش یا اجرای مدلهای هوش مصنوعی کاربردی ندارند. بنابراین «تبدیل مزرعه استخراج به دیتاسنتر AI» معمولاً به معنای استفاده مجدد از ساختمان و زیرساخت برق است، نه تبدیل خود دستگاههای ASIC به GPU. این تمایز، بخش مهمی از واقعیت اقتصادی این روند را روشن میکند.
فشار اقتصادی پس از هاوینگ چه نقشی دارد؟
در هاوینگ Bitcoin در آوریل 2024، پاداش پایه هر بلاک از 6.25 به 3.125 بیتکوین کاهش یافت. اگر قیمت بیتکوین، کارمزد تراکنشها و هزینه برق ثابت بمانند، این رویداد درآمد مستقیم ماینرها از هر واحد قدرت پردازشی را تقریباً نصف میکند. البته درآمد واقعی فقط به پاداش بلاک وابسته نیست و کارمزدها و نوسان قیمت نیز بر آن اثر میگذارند.
برای سنجش اقتصاد استخراج، شاخصی به نام هشپرایس استفاده میشود. هشپرایس، ارزش مورد انتظار یک واحد قدرت هش در یک روز است و به قیمت Bitcoin، سختی شبکه، پاداش بلاک و کارمزد تراکنشها وابسته است. طبق گزارش Hashrate Index، هشپرایس دلاری در سهماهه اول 2024 بهطور میانگین حدود 91.14 دلار به ازای هر PH در روز بود؛ اما پس از هاوینگ، در اول ماه مه 2024 به حدود 44.43 دلار رسید که در آن زمان پایینترین سطح ثبتشده این شاخص بود.
در روزهای ابتدایی پس از هاوینگ، فعالیت مرتبط با کتیبهها و توکنهای موسوم به Runes باعث شد درآمد کارمزدها موقتاً جهش کند. Hashrate Index گزارش کرد که هشپرایس ساعتی در روز پس از هاوینگ تا حدود 183 دلار به ازای هر PH در روز افزایش یافت، اما این وضعیت پایدار نماند و در اواخر آوریل 2024 دوباره به زیر 50 دلار رسید. این نمونه نشان داد که اتکا به درآمدهای مقطعی کارمزد برای توجیه سرمایهگذاری بلندمدت، ریسک قابلتوجهی دارد.
هزینه برق نیز تعیینکننده است. بر اساس گزارش Hashrate Index در سهماهه دوم 2024، میانگین نرخ میزبانی استخراج در ایالات متحده حدود 0.076 دلار به ازای هر کیلوواتساعت بود. چنین نرخی ممکن است برای دستگاههای جدید و کممصرف قابلتحمل باشد، اما برای تجهیزات قدیمیتر، هزینه تعمیر، خنکسازی، اجاره فضا و تأمین مالی نیز باید به آن اضافه شود.

در این شرایط، مالک دیتاسنتر ممکن است بهجای مصرف همه ظرفیت برق برای استخراج Bitcoin، بخشی از آن را به مشتریان AI اجاره دهد. درآمد حاصل از قراردادهای میزبانی بلندمدت میتواند نسبت به درآمد استخراج، قابلپیشبینیتر باشد؛ هرچند این ادعا فقط در صورتی معتبر است که قرارداد امضا شده باشد، مشتری اعتبار مالی داشته باشد و زیرساخت لازم واقعاً ساخته و عملیاتی شود.
چرا زیرساخت ماینینگ برای AI جذاب است؟
هوش مصنوعی به دیتاسنترهایی با برق فراوان، پایدار و قابلتوسعه نیاز دارد. آموزش مدلهای بزرگ و اجرای سرویسهای استنتاجی به تراکم محاسباتی بالا، شبکه پرسرعت، خنکسازی پیشرفته و دسترسی مطمئن به انرژی نیازمند است. در بسیاری از مناطق، مشکل اصلی کمبود GPU نیست؛ بلکه کمبود ظرفیت برق و زمان طولانی برای اتصال به شبکه است.
ماینرهای بزرگ معمولاً پیش از شرکتهای سنتی دیتاسنتری، زمین و ظرفیت برق را در مناطق کمتراکم خریداری یا اجاره کردهاند. این مزیت میتواند زمان ساخت را کاهش دهد. از طرف دیگر، طراحی بسیاری از مزارع استخراج برای دستگاههای ASIC با چگالی حرارتی و نیازهای شبکهای سرورهای GPU یکسان نیست و به بازسازی جدی نیاز دارد.
GPUهای مورد استفاده در AI برق بیشتری در هر رک مصرف میکنند و گرمای بسیار بیشتری تولید میکنند. به همین دلیل، سیستمهای خنکسازی هوا ممکن است کافی نباشد و استفاده از خنکسازی مایع یا طراحیهای ترکیبی ضرورت پیدا کند. همچنین سرورهای AI به شبکههای پرسرعت، ذخیرهسازی، مدیریت کلاستر و سطح بالاتری از افزونگی نیاز دارند.
چه چیزی امروز واقعاً کار میکند؟
موفقترین مدل فعلی، نه «تبدیل کامل ماینر به شرکت AI»، بلکه میزبانی زیرساخت محاسباتی است. در این مدل، شرکت استخراجکننده برق، ساختمان، اتصال شبکه و تجهیزات دیتاسنتر را فراهم میکند و مشتری تخصصی AI، GPUها یا بخش عمدهای از سختافزار را تأمین و استفاده میکند.
Core Scientific؛ نمونه روشن قرارداد بلندمدت
Core Scientific در مارس 2024 اعلام کرد که برای میزبانی بارهای HPC و AI با CoreWeave قرارداد بسته است. سپس در 4 ژوئن 2024، قراردادهای 12 سالهای برای فراهمکردن حدود 200 مگاوات زیرساخت به ارزش درآمد تجمعی بیش از 3.5 میلیارد دلار اعلام کرد.
در 25 ژوئن 2024، CoreWeave گزینه افزایش ظرفیت را فعال کرد و مجموع زیرساخت HPC قراردادی Core Scientific به حدود 270 مگاوات رسید. در ادامه، آخرین گزینه قراردادی نیز اعلام شد و ظرفیت قراردادی HPC این شرکت به حدود 500 مگاوات در شش سایت رسید؛ رقمی که شرکت آن را با درآمد بالقوه تجمعی 8.7 میلیارد دلار طی دورههای 12 ساله مرتبط دانست.
اهمیت این نمونه در آن است که قرارداد مذکور صرفاً یک تفاهمنامه یا هدفگذاری مدیریتی نبود، بلکه به قراردادهای مشخص میزبانی با مشتری شناختهشده مربوط میشد. همچنین، مدل قرارداد نشان میدهد که در بازار AI، مشتری ممکن است برای برق، زیرساخت و خدمات میزبانی بلندمدت تعهد ایجاد کند؛ موضوعی که درآمد آن را از نوسان روزانه هشپرایس جدا میکند.

در گزارش سالانه Core Scientific برای سال مالی 2025، بخش میزبانی با عنوان Colocation برای عملیات AI و HPC از بخش استخراج دارایی دیجیتال جدا شده است. این تفکیک حسابداری و عملیاتی نشان میدهد که شرکت در حال تبدیلشدن از یک ماینر صرف به اپراتور زیرساخت محاسباتی چندمنظوره است.
TeraWulf؛ حرکت از اثبات مفهوم به قراردادهای بزرگتر
TeraWulf در اکتبر 2024 از تکمیل یک پروژه آزمایشی 2.5 مگاواتی برای HPC و AI خبر داد. این پروژه برای پشتیبانی از نسل فعلی و نسل بعدی GPUها طراحی شده بود و هدف آن آزمون زیرساخت پیش از توسعه در مقیاس بزرگتر بود.
در 23 دسامبر 2024، TeraWulf با Core42، شرکت فعال در زیرساخت ابری و AI، قراردادهای اجاره بلندمدت برای 72.5 مگاوات ظرفیت HPC در سایت Lake Mariner امضا کرد. این قراردادها شامل گزینه افزایش ظرفیت تا 135 مگاوات بودند و شروع آنها برای مقاطع مختلف در سال 2025 پیشبینی شده بود.
در 14 آگوست 2025 نیز TeraWulf از قراردادهای 10 ساله با Fluidstack برای بیش از 200 مگاوات بار حیاتی IT خبر داد. طبق اعلام شرکت، این ظرفیت معادل حدود 250 مگاوات ظرفیت ناخالص بود و درآمد قراردادی اولیه حدود 3.7 میلیارد دلار را در بر میگرفت. این ارقام نشاندهنده تعهد قراردادی اعلامشده هستند، نه سود قطعی یا درآمد تحققیافته فوری.
IREN؛ ترکیب استخراج و اجاره GPU
IREN نیز مسیر متفاوتی را دنبال کرده است. این شرکت علاوه بر استخراج Bitcoin، در توسعه سرویس ابری GPU سرمایهگذاری کرده است. طبق اعلام رسمی IREN در سپتامبر 2025، این شرکت ظرفیت AI Cloud خود را با سفارش 12.4 هزار GPU افزایش داد و مجموع GPUهای فعال و در حال سفارش را به بیش از 23 هزار دستگاه رساند.
IREN در همان اعلامیه هدف بیش از 500 میلیون دلار درآمد سالانهشده از AI Cloud تا پایان سهماهه اول 2026 را مطرح کرد. این عدد هدف مدیریتی است و نباید با درآمد قطعی یا سود خالص اشتباه گرفته شود. همچنین، مدل IREN نسبت به میزبانی ساده زیرساخت، سرمایه بیشتری میخواهد؛ زیرا شرکت باید GPU خریداری کند، نرمافزار و شبکه لازم را اداره کند و مشتریان ابری جذب کند.
مقایسه استخراج Bitcoin با میزبانی AI
| معیار | استخراج Bitcoin | میزبانی AI و HPC | خرید GPU و ارائه ابر محاسباتی |
|---|---|---|---|
| دارایی اصلی | ASIC، برق و ظرفیت هش | ساختمان، برق، خنکسازی و شبکه | GPU، شبکه، نرمافزار و مشتری ابری |
| مدل درآمد | پاداش بلاک و کارمزد تراکنش | اجاره ظرفیت و خدمات دیتاسنتر | اجاره زمان GPU یا فروش سرویس ابری |
| ریسک درآمد | بسیار وابسته به قیمت Bitcoin و سختی شبکه | وابسته به اعتبار مشتری و اجرای قرارداد | وابسته به تقاضای AI، قیمت GPU و استفاده مشتری |
| نیاز به سرمایه جدید | خرید ASIC و توسعه برق | بازسازی برق، رک و خنکسازی | خرید GPU و ایجاد پلتفرم نرمافزاری |
| سرعت تغییر سختافزار | نسلهای ASIC سریعاً از نظر بهرهوری رقابتی میشوند | تمرکز بر عمر زیرساخت و قابلیت ارتقا | ریسک بالای منسوخشدن GPU و تغییر معماری |
چه چیزی هنوز آزمایشی است؟
ادعای اینکه هر مزرعه استخراج میتواند بهسرعت به دیتاسنتر AI تبدیل شود، هنوز با واقعیت فنی سازگار نیست. بسیاری از سایتها ظرفیت برق دارند، اما فاقد سیستم خنکسازی مایع، کف مناسب رک، شبکه پرسرعت، ژنراتور پشتیبان و مجوزهای لازم برای بارهای با چگالی بالا هستند.
همچنین، درآمد AI بهصورت خودکار از درآمد استخراج بیشتر نیست. اگر شرکت مجبور باشد GPUهای گرانقیمت را با بدهی خریداری کند، باید نرخ استفاده بالا، قرارداد مشتری معتبر و برنامهای برای جایگزینی سختافزار داشته باشد. در غیر این صورت، داراییهای محاسباتی میتوانند مانند ASICهای قدیمی، سریعاً ارزش اقتصادی خود را از دست بدهند.

برخی پروژهها نیز هنوز در مرحله تفاهمنامه، طراحی یا اثبات مفهوم هستند. میان اعلام ظرفیت، امضای قرارداد، تأمین مالی، تحویل تجهیزات و آغاز درآمد عملیاتی فاصله زیادی وجود دارد. تحلیلگر باید این مراحل را از یکدیگر جدا کند و تنها بر اساس ظرفیت اعلامشده، ارزش یک شرکت را ارزیابی نکند.
ریسکها و محدودیتها
- ریسک سرمایهگذاری: بازسازی مزرعه استخراج برای AI به ترانسفورماتور، سیستم خنکسازی، شبکه و تجهیزات جدید نیاز دارد و ممکن است هزینه آن از برآورد اولیه بیشتر شود.
- ریسک مشتری: قراردادهای بلندمدت با مشتریان AI میتوانند درآمد باثباتتری ایجاد کنند، اما اعتبار مالی، توان تأمین مالی و نیاز واقعی مشتری باید بررسی شود.
- ریسک فناوری: نسلهای جدید GPU و تغییر معماری مدلها ممکن است بازده اقتصادی تجهیزات فعلی را کاهش دهد.
- ریسک برق: مزارع استخراج و دیتاسنترهای AI هر دو مصرفکننده بزرگ انرژی هستند و ممکن است با محدودیت اتصال به شبکه، افزایش تعرفه یا فشارهای مقرراتی روبهرو شوند.
- ریسک عملیاتی: خرابی شبکه، کمبود قطعات، خطای خنکسازی یا توقف سرویس میتواند زیان سنگینی برای قراردادهای حساس AI ایجاد کند.
- ریسک تمرکز: اگر بخش عمده درآمد به یک مشتری یا یک ارائهدهنده GPU وابسته باشد، تغییر قرارداد یا شرایط مالی آن مشتری اثر زیادی بر شرکت خواهد گذاشت.
- ریسک روایتسازی: صرف استفاده از واژه AI در اطلاعیههای شرکت، بهمعنای درآمدزایی واقعی از هوش مصنوعی نیست. معیار مهم، ظرفیت عملیاتی، قرارداد قابلاجرا و درآمد تحققیافته است.
این موضوع به چه کسی مربوط است؟
برای فعالان بازار Bitcoin، این روند اهمیت دارد زیرا بخشی از ظرفیت برق و سرمایهای که میتوانست به استخراج اختصاص یابد، ممکن است به HPC و AI منتقل شود. این تغییر میتواند بر سرعت رشد هشریت، ساختار هزینه ماینرها و رقابت برای برق ارزان اثر بگذارد؛ اما بهتنهایی به معنای کاهش قطعی امنیت شبکه Bitcoin نیست.
برای سرمایهگذاران سهام شرکتهای ماینینگ، پرسش اصلی این نیست که شرکت چقدر درباره AI صحبت میکند، بلکه باید بررسی شود چه مقدار از ظرفیت واقعاً قراردادی، چه میزان عملیاتی و چه مقدار هنوز در مرحله برنامهریزی است. تفاوت میان درآمد استخراج، درآمد میزبانی، درآمد ابری و درآمد احتمالی قراردادی نیز باید در صورتهای مالی جداگانه بررسی شود.
برای صنعت انرژی و اپراتورهای شبکه، ماینرها و دیتاسنترهای AI هر دو مشتریان بزرگ برق هستند؛ اما الگوی مصرف آنها متفاوت است. استخراج Bitcoin در برخی شرایط قابلیت خاموشسازی سریعتری دارد، در حالی که بار AI معمولاً به پایداری و کیفیت توان بالاتری نیاز دارد. به همین دلیل، ارزش واقعی یک سایت فقط به مقدار برق آن محدود نمیشود و کیفیت اتصال، قابلیت توسعه و ویژگیهای فنی نیز اهمیت دارد.
برای کاربران و شرکتهای حوزه هوش مصنوعی نیز این موضوع به عرضه ظرفیت محاسباتی مربوط است. اگر ماینرها بتوانند سریعتر از دیتاسنترهای سنتی ظرفیت آماده کنند، بخشی از کمبود GPU و فضای میزبانی کاهش مییابد. با این حال، عرضه واقعی به نصب GPU، شبکه مناسب و سطح خدمات پایدار وابسته است، نه صرفاً به ظرفیت اسمی مگاوات.
جمعبندی
چرخش ماینرهای Bitcoin به سمت AI از یک منطق اقتصادی روشن پیروی میکند: پس از هاوینگ آوریل 2024 و فشار بر هشپرایس، ارزش زیرساخت برق و دیتاسنتر ممکن است در برخی مناطق در میزبانی HPC بیشتر از استخراج مستقیم باشد. قراردادهای Core Scientific با CoreWeave و قراردادهای TeraWulf با Core42 و Fluidstack نشان میدهند که این روند در سطح شرکتهای عمومی وارد مرحله قراردادهای واقعی شده است.
با این حال، این تحول به معنای آن نیست که همه مزارع استخراج بهسرعت به دیتاسنتر AI تبدیل میشوند. ASIC به GPU تبدیل نمیشود، زیرساخت برق بهتنهایی کافی نیست و خرید GPU بدون مشتری، شبکه و مدل درآمدی معتبر میتواند ریسک بزرگی ایجاد کند. آنچه امروز واقعاً کار میکند، بیشتر مدل میزبانی زیرساخت و قراردادهای بلندمدت است؛ در حالی که مدل ارائه کامل ابر GPU هنوز به سرمایه، تخصص نرمافزاری و مدیریت پیچیدهتری نیاز دارد.
بنابراین، معیار تشخیص فرصت واقعی از هیاهوی بازاری، بررسی تاریخ قرارداد، ظرفیت عملیاتی، وضعیت تأمین مالی، نام مشتری، آغاز درآمد و تفکیک درآمد تحققیافته از درآمد احتمالی است. در بازاری که هم قیمت Bitcoin و هم تقاضای AI نوسان بالایی دارند، هیچیک از این مدلها بدون ریسک نیستند.
سوالات متداول
آیا دستگاههای استخراج Bitcoin را میتوان برای هوش مصنوعی استفاده کرد؟
خیر، ASICهای استخراج Bitcoin برای محاسبات بسیار تخصصی الگوریتم SHA-256 طراحی شدهاند و برای آموزش یا اجرای مدلهای AI مناسب نیستند. آنچه معمولاً استفاده مجدد میشود، ساختمان، برق، شبکه و بخشی از سیستم خنکسازی مزرعه است؛ نه خود دستگاههای ASIC.
چرا هاوینگ 2024 به چرخش ماینرها به سمت AI کمک کرد؟
هاوینگ پاداش پایه هر بلاک را از 6.25 به 3.125 بیتکوین کاهش داد و فشار بیشتری بر درآمد هر واحد قدرت هش وارد کرد. در چنین شرایطی، اجارهدادن ظرفیت برق و دیتاسنتر به مشتریان HPC میتواند در برخی سایتها درآمد قراردادی و قابلپیشبینیتری نسبت به استخراج ایجاد کند.
آیا هر شرکت ماینینگ میتواند وارد بازار GPU شود؟
خیر. ورود به بازار GPU به سرمایهگذاری برای خرید یا میزبانی GPU، خنکسازی مایع، شبکه پرسرعت، مدیریت کلاستر، نرمافزار و مشتری معتبر نیاز دارد. داشتن برق ارزان یک مزیت مهم است، اما بهتنهایی برای رقابت در بازار AI کافی نیست.
تفاوت میزبانی AI با ارائه سرویس ابری GPU چیست؟
در میزبانی، شرکت عمدتاً فضای دیتاسنتر، برق، خنکسازی و زیرساخت فیزیکی را فراهم میکند. در سرویس ابری GPU، شرکت علاوه بر زیرساخت، GPU، لایه نرمافزاری، مدیریت منابع و خدمات مشتری را نیز ارائه میدهد؛ بنابراین سرمایه و پیچیدگی عملیاتی بیشتری دارد.
برای ارزیابی ادعاهای AI شرکتهای ماینینگ به چه نکاتی باید توجه کرد؟
باید میان تفاهمنامه، قرارداد الزامآور، ظرفیت در حال ساخت و ظرفیت عملیاتی تفاوت گذاشت. بررسی گزارشهای رسمی شرکت، صورتهای مالی، تاریخ آغاز قرارداد، نام مشتری، میزان سرمایهگذاری و درآمد تحققیافته ضروری است و هیچیک از این اطلاعات بهتنهایی تضمینکننده سودآوری آینده نیست.
منابع
- Hashrate Index و گزارشهای Luxor درباره هشپرایس و اقتصاد استخراج
- مستندات رسمی Core Scientific و گزارشهای ثبتشده در کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا
- گزارشهای رسمی TeraWulf و پروندههای ثبتشده در کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا
- اطلاعیههای رسمی IREN درباره AI Cloud و GPU
- گزارشهای رسمی CoreWeave درباره زیرساخت محاسباتی
- گزارشهای Associated Press و Time درباره پیوند صنعت استخراج و دیتاسنترهای هوش مصنوعی
سلب مسئولیت
این مقاله صرفاً با هدف آموزشی و خبری تهیه شده است و توصیه مالی، سرمایهگذاری، خرید، فروش یا نگهداری هیچ دارایی یا سهامی محسوب نمیشود. بازار Bitcoin، سهام شرکتهای استخراج، زیرساخت AI و داراییهای مرتبط با آنها با ریسکهای فنی، مالی، مقرراتی و نوسان شدید همراه هستند.